عشق من بمون دلواپسم نزار ... بی تو نمی گذره این روزو روزگار
من با تو دلخوشم وقتی کنارمی
وقتی تو یارمی دارو ندارمی
عشق من بمون باز با من بخون
این ترانه ی پاک و مهربون
من با تو دلخوشم وقتی کنارمی
وقتی تو یارمی دارو ندارمی
می دونم نیستی سر پیمونت می دونم
عشقم شده زندونت می دونم عشقم شده زندونت
عشق من بمون دلواپسم نزار ... بی تو نمی گذره این روزو روزگار

هر دل كه اسير محبت اوست خوشست
هر سر كه غبار سر آن كوست، خوشست
از دوست به ناوك غم آزرده مشو
خوش باش كه هر چه آيد از دوست خوش است
خیام
من می ز ببهر تنگدستی نخورم
,یا از غم و و رسوایی و مستی نخورم
من می زبرا خوشدلی می خوردم
اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم
خیام
هر چند که رنگ و روی زيباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانه خاک نقاش ازل بهر چه آراست مرا
شاعر خیام